حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

31

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

رينون گفت : پس پاييدن و ايستادن تو در اين سر پل براى چيست ؟ با آنكه مىدانى « 1 » بگذشت ، و بالاخره از اين پل بايد گذشت تا به دوستان و سرور و لذّتها برسى و از كه ، كه را مىخواهى و انتظار كه را دارى با آنكه ديگرى نيست مگر خودت كه از اين پل بگذرى و به سرور و لذّتهاى خود برسى ، پس چرا ايستاده‌اى ؟ ! به زودى خود را بكش ! و از اين پل بگذر . فاضل گم‌نام جواب داد : من همچون نگهدارندهء ثغرم « 2 » و مأمورم كه در اين سرحدّ مملكت انسانى و رخنه‌گاه دشمنان و دزدان قراول باشم و نگذارم كه دشمنان هجوم نمايند برحسب آن قوّت و سلامى كه براى چنين روزى تهيّه نموده‌ام ، چنان‌كه حق فرموده است : « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ » « 3 » و چنان‌كه رسول صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : « علما مرابط و سرحد نگاه‌دارنده‌اند » « 4 » يعنى سرحدداران مملكت ديانتند كه شبهات شياطين جن و انس را دفع نمايند كه اگر چنين صاحب شوكتى در ميان مؤمنين نباشد و دفع دشمن نتواند نمود ، بر امام و حجّت حق واجب است ظهور و دفع آن دشمن نمودن و گويا در اين زمان نزديك است كه چنين عالمى ناياب گردد و بالجمله سرحددار حقيقى ، عقل كامل است و كمال و اسلحهء دفاعيّهء او قوّهء نظريّه و قوّهء عمليّهء او است كه هر دو قوّه را در حكمت به كمال رسانده باشد و دشمن حقيقى او جهالت است كه مظهر آن نفس حيوانى است و اخلاق رذيله و اعمال قبيحه از جنود و شاخ و برگ اين شجرهء خبيثه است ، چنان‌كه اخلاق كريمه و اعمال حسنه از جنود نفس ناطقه و شاخ و برگ آن شجرهء طيّبه است كه « أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ

--> ( 1 ) - در نسخهء آقاى مينوى پس از اين عبارت ( درست كه گرامى خواهى داشت به مرگ ) موجود است . ( 2 ) - ثغر : مرز ، سرحد . ( 3 ) - انفال / 60 : در برابر آنها ( دشمنان ) آنچه توانايى داريد از « نيرو » آماده سازيد و ( همچنين ) اسبهاى ورزيده ( براى ميدان نبرد ) . ( 4 ) - احتجاج ، ج 2 / 155 : « از امام عسكرى به نقل از امام صادق عليه السّلام : علماء شيعتنا مرابطون فى الثغر الذى يلى ابليس و عفاريته ، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا . . . » يعنى عالمان شيعهء ما مرزدارانى هستند كه در پشت آن مرز ابليس و يارانش قرار دارند ، آنها را از خروج بر ضعيفان شيعهء ما جلوگيرى مىكنند .